۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

سرنگون سازى رژيم فاشيستى

قبل از اين بحث، بايد دربارۀ يك موضوع گفتگو كنيم و آن اينكه: بفرض اين رژيم سرنگون شد. چه رژيمى بايد روى كار باشد؟ به نظر من اگر واژۀ "اسلامي" را از جمهورى اسلامى برداريم، گزينۀ خوبى خواهد بود. اما در عمل به اين معنى است كه دستگاه تبليغاتى و مفتخورى آخوندها كلاً برچيده شود، حوزۀ علميه تعطيل شود، هر شهر فقط 1 مسجد داشته باشد، در قانون هيچ فرقى بين مسلمان و غير مسلمان گذاشته نشود، احكام جزايى و... بر طبق قوانين كشورهاى پيشرفته تدوين شوند، ولايت فقيه و هرگونه ديكتاتورى مشابه هم در قانون اساسى وجود نداشته باشد. يك جمهورى "واقعي".
اما چگونه اين رژيم را سرنگون كنيم؟ ببينيد، قبل از انقلاب احزاب مختلفى كه بسيارى از آنها كاملاً مخالف شاه و رژيم شاهنشاهى بودند بصورت نيمه علنى فعاليت ميكردند. احزابى مانند توفان، راه كارگر، توده، مجاهدين، سومكا، پان ايرانيست، نهضت آزادي، زحمتكشان، فداييان خلق و... خيلى احزاب ديگر كه الآن در ذهنم نيست. آنها در آن زمان مرتب هر روز يا حداقل هر هفته مجله و روزنامه بين مردم پخش ميكردند، جزواتى چاپ ميكردند و با قيمت تمام شده به دست مردم ميرساندند (كه همين الآن كمد من پر از جزوات انتشارات توده هست)، براى تصميم گيرى ها و جهتگيريهاى اساسي، دفتر مركزى و شوراى حزبى داشتند، بين خودشان تشكيلات مفصلى داشتند، بعضاً داخل ادارات و مراكز دولتى و ارتشى هم نفوذ داشتند، اعتصابات همگانى و راهپيماييها را شكل ميدادند و خلاصه نقش بسيار فعالى در عرصۀ اجتماعى داشتند. از هركس ميپرسيديد چند نفر از اطرافيانش را سريعاً ميتوانست نام ببرد كه عضو فعال حزبى باشند.
خب ميدانيم كه امروز ديگر هيچ اثرى از هيچ حزب فعالى در ايران نيست. حزب هم شده فقط "حزب علي"! وقتى انتر ميمونى مثل احمدى نژاد اينطور به مردم توهين ميكند و مخالفانش را بزغاله خطاب ميكند، وقتى نيروى انتظامى وحشى ميشود و رئيس قوه قضاييه كه مثلاً حافظ رعايت قانون است ميگويد همه كسانى كه احمدى نژاد را به رسميت نميشناسند اغتشاشگر و آشوبگرند و دستور ميدهد در زندان آنها را شكنجه كنند و بكشند و در گورهاى دسته جمعى دفن كنند، تنها كارى كه از دست مردم بر مى آيد اين است كه يكسرى بطور پراكنده تظاهرات كنند و بعد هم كه حكومت خون عده اى را بر زمين ريخت، روز به روز از تعداد تظاهركنندگان كاسته شود و بقيه مردم يا بنشينند و باهم به سران جمهورى اسلامى فحش دهند، يا سر نماز خامنه اى را نفرين كنند، يا منتظر ظهور آقا بمانند، و يا اينكه كاسه كوزه شان را جمع كنند و تشريف ببرند خارج براى يك زندگى بهتر.
اما اينها كه راه حل نيست. با حرص خوردن و فحش دادن هيچ مسئله اى حل نميشود. خارج رفتن براى فرار از خطر هم دور از انسانيت و نشان از بزدلى است. اين كشور خانۀ ماست. شما اگر به خانه تان حمله كنند و اموالتان را غارت كنند و به مادرتان تجاوز كنند از خانه در ميرويد كنار خيابان ميخوابيد؟ مردن به اين نوع زنده ماندن شرف دارد بخدا. آديمزاد كه فقط براى خوردن و خوابيدن آفريده نشده. اگر من و شما بخواهيم تا لحظۀ مرگ بخوريم و بخوابيم، مرگمان با مرگ آن گوسفندى كه در چراگاه همين كارها را (حتى شايد هم بهتر) انجام ميدهد چه فرقى خواهد داشت؟ زندگى براى ايرانيان مهاجر، اينطور كه تعريف ميكنند، عبارت است از خوردن، خوابيدن، تفريح، كار. اينجا زندگى عبارتست از خوردن، خوابيدن، كار. البته اينجا تحقير هم ميشويد، آنجا كمتر. اما هيچكدام از اينها زندگى نيست. آدميزاد با "فرهنگ" و با "ارزشهايش" زنده است. دقيقاً مثل ماهى كه با آب زنده است.
خب پس بياييد ببينيم كه اين آخوندهاى كثيف را چطور سرنگون كنيم: يك راه اين است كه دست به دامان آمريكا و اتحاديه اروپا بشيم كه آقا شما را به خدا كه بيايد مملكت ما را از دست اين بى پدرها نجات دهيد. مثل عراق و افغانستان. كه به نظر من راه مطمئنى نيست. اولاً از كجا معلوم كى آقاى آمريكا ميخواد بياد اينها رو سرنگون كنه؟ از كجا معلوم تا اون موقع اينها بمب هسته اى درست نكرده باشند؟ ثانياً خود آمريكا هم چندان سابقۀ درخشانى در كارنامۀ حضورش در ايران ندارد. در كودتاى 28 مرداد، همين آمريكا بود كه حكومت مصدق را برگرداند و بعدها به شاه خط داد كه اراضى را تقسيم كند و مسجد و حسينيه بسازد و دم انقلاب هم كارتر بود كه به شاه گفت بايد به مردم آزادى دهد و خمينى را در قلب اروپا نگهدارى كردند و با تشريفات به ايران فرستادند و هيچ نظارت بين المللى هم به آن انتخابات 12 فروردين 1358 با آن دو گزينۀ مسخره اش كه به همه چيز شبيه بود جز انتخابات براى تعيين سرنوشت يك ملت و نسلهاى آينده اش نكردند. من كه به اين غربيها اصلاً اعتماد ندارم. با اين حال خود دانيد!
راه دوم اين است كه همينطور در هر مناسبتى در خيابانها قرار بگذاريم. اما مطمئن باشيد روز به روز از تعداد ما كاسته و به تعداد نيروهاى آنها افزوده خواهد شد. راه سوم: مقابله به مثل: يعنى اگر آنها مردم را در خيابان ميكشند، ما هم اسلحه دستمان بگيريم و آنها را بكشيم. اگر زندانى از ما ميگيرند و آنها را شكنجه ميكنند تا بترسانند، ما هم گروگان گيرى كنيم. اگر بمب گذارى ميكنند تا جو را امنيتى كنند، ما هم در پاسگاههاى آنها بمب گذارى كنيم تا بترسند. اين گزينه فعلاً منتفى است. چون من كه به شخصه، نه بمب دارم نه اسلحه گيرم اومده (البته يكى ميگفت با يه قيمت نجومى ميتونه جور كنه ولى فعلاً كه از توانايى من يكى خاجه). بعد هم هيچ وحدتى متأسفانه بين مردم نيست. اگر چنين قضيه اى رخ دهد، هركس ساز خودش را ميزند. در شهرهايى شايد گروههايى ادعاى استقلال كنند و بخواهند شهر را در دست بگيرند، در نواحى ديگر مردم به جان هم بيفتند و... كشور بهم بريزد. اگر حزب توده و فداييان خلق مبارزات چريكى ميكردند، آنها حزب بودند و اصول و خواستهاى مشخصى داشتند و همه از شوراى واحدى دستور ميگرفتند و خلاصه تشكيلاتى داشتند. نه اينطور كه يكنفر اسلحه دستش بگيرد و راه بيفتد در خيابان، هر پليس و بسيجى و آخوندى را كه ديد بكشد. اين كار در شرايط فعلى به نظر من بيشتر منجر به هرج و مرج ميشود.
راه چهارم: شكل دهى يك اعتصاب سراسرى و فلج كردن اقتصادى رژيم: اين به نظرم راه خوبيست اما به كسانى كه گفتم، ميگويند احتمالاً خيليها شركت نكنند و كسانى هم كه شركت كنند در روزهاى اول منصرف شوند. شايد هم راست بگويند. بنابراين بايد تحت يك سازماندهى مشخص، با كپى نوشته هايى پشت و رو و پخش آنها در خانه ها و بين مردم بطور غير مستقيم، همه را از عمق فاجعۀ فعلى و سرانجام ايران را در مسير فاشيستى اى كه حكومت جمهورى اسلامى در پيش گرفته تبيين كنيم كه دقيقاً اگر امروز ساكت باشيم، بعد از 4 سال چگونه زندگى خواهيم كرد (كافيست به زندگى مردم كره شمالى و حكومتهاى ديكتاتورى ديگر نگاهى بياندازيم). و اينكه اين زندگى كه شما در اين 31 سال داشتيد اسمش زندگى نيست. برويد ببينيد مردم كشورهاى پيشرفته چطور زندگى ميكنند خودتان متوجه ميشويد. خيلى طرحهاى ديگر هم ميتوان داشت. به هر حال بايد اتحاد لازم ايجاد شود و دلهاى مردم را ميتوان به هم نزديك كرد.
يك راه پنجمى هم هست و آنهم مبارزات بى خشونت در حالت كلى است. البته گزينۀ قبل يكى از همين مبارزات بود. دكتر سازگارا در اين زمينه مطالب و دستورالعملهاى خوبى دارد اما بايد يكنفر پيدا شود حرفها را خلاصه كند و انواع كارهايى را كه ميتوانيم انجام دهيم ليست كند كه ببينيم چه كار بايد انجام دهيم.
درضمن خودتان چند نفر دور و برتان پيدا كنيد كه هم طيف شما باشند كه اگر اينترنت قطع شد بيكار نشينيم. يك گروه ياهو هم بسازيم و باهم در اين باره بحث كنيم. اگر قبلاً ساخته شده به ما هم خبر بدهيد در آن عضو شويم. اگر نه خودمان يكى بسازيم.

۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

24 خرداد

تقلب در انتخابات اخير، امري نسبتاً قابل پيش بيني بود. اما هيچ كس گمان نميكرد با اين وقاحت و اينقدر علني و آشكار تقلب كنند و از اين غافلگير كننده تر كودتايي بود كه از ديروز صبح سازماندهي شده بود. با توجه به اينكه چندي پيش طيف عظيمي از مردم به خيابانها آمدند و ضمن ابراز خشم و اعتراض به سياستهاي دولت نهم، حمايت خود را از مهندس موسوي اعلام كردند (كه دست كم نيمي از اين عده درواقع پشتيبان و نيروي فعال اصلاحات است) دولت براي سركوب اعتراضات حتمي الوقوع دو تدبير اساسي انديشيد. يكي نيروهاي نظامي زيادي را از نيمه هاي شب پس از انتخابات، در خيابانها و ميادين مستقر كرد كه با ايجاد فضاي رعب و وحشت، تعدادي را از آن جمعيت انبوه حاميان موسوي بكاهد، دوم تمامي بسيجي ها و مزدورانش را با لباس هاي معمولي بسيج كرد كه در شهرها شلوغ كنند و پيروزي احمدي نژاد را جشن بگيرند كه با تظاهر آنها بعنوان اكثريت يا جزئي از آحاد مردم، عده ي ديگري را نيز، از نيروهاي مردمي و رأي دهندگان به موسوي فريب دهد و از اعتراض آنها جلو گيري كند. اين برنامه كه از دقايق اوليه صبح روز شنبه 23 خرداد بطور گسترده در تمامي شهرهاي بزرگ ايران پياده شد، مطابق با انتظار دولت، تضميني براي پيروزي اين تقلب است. زيرا در تجمعات مردمي، متفرق كردن عده ي زيادي معترض، ولو اينكه هيچ كاري هم نكنند و فقط بايستند، بسيار دشوار تر است تا سركوب عده ي كمتري كه شايد بسيار خشمگين تر باشند و مقاومت كنند. همانطور كه در تحليلم از موج سبز گفته بودم، ملت ما سالهاست كه در يك دور باطلي افتاده كه هر چند سال يكبار حركتهاي تند ناشي از احساساتي را انجام مي دهد و تا مدت زيادي پس از آن، سكوت سنگيني بر فضاي جامعه حكمفرما مي شود، و تنها راه برون رفت از اين دور، بالارفتن آگاهي است. متأسفانه در همان موج، قشر آگاه در اقليت بودند و اگر شرايط به همين نحو ادامه يابد، تنها همين قشر در صحنه باقي خواهند ماند كه چون تعداد قابل توجهي نيز نيستند، به سرعت سركوب مي شوند، و اين كودتا نيز ادامه اش مانند تمام مشابهات تاريخي اش خواهد بود. همچون كودتاي 28 مرداد كه پس از آن تا سالها در جامعه فضاي امنيتي و ترس حاكم بود و رهبران اصلي را هم از ميان مردم خارج كردند، مانند مصدق كه تبعيد شد و فاطمي كه زنداني و در نهايت كشته شد و... و از سوي ديگر يكي از لازمه هاي اصلي ديكتاتوري، نگه داشتن مردم در جهل است، چون بعدها براحتي ميتوان احساسات آنها را كنترل كرد كه اگر روزي در حمايت از كسي شعار مي دهند، ديري نگذرد كه بر ضد او و راهش نيز براحتي شعار دهند، و اين هم از تبعات استبدادي است كه در صورت پيروزي دولت در اين كودتا بر كشور حاكم خواهد شد و ما را بيش از پيش در آن دور باطل فرو خواهد برد. اما آنچه كه گمان مي كنم ميتواند سرنوشت را جور ديگري رقم بزند (جدا از احتمال حمله ي آمريكا كه يك عامل خارجي است)، قدرت گرفتن بخشي از نظام است كه به مرور از تصميم گيري هاي تأثير گذار و اداره ي كشور به كنار رانده مي شود. هرچند حامي اصلي اين تقلب و كودتا خامنه اي است، اما اين روشي كه او از اينجا پيش گرفته، نه تنها بين سران حكومت، بلكه بين مردم نيز شكاف عميقي ايجاد خواهد كرد و اين هرچند منابع كشور و منافع را منحصراً در اختيار باند و جناح او قرار خواهد داد، ولي در آينده قطعاً به ضرر آنها تمام خواهد شد. حتي اگر هاشمي و ديگر رؤساي حكومت هم نتوانند در مقابل جناح حاكم بايستند و به سرنوشتي مانند كساني كه اول انقلاب از صحنه ي تصميم گيري و قدرت رانده و حذف فيزيكي يا معنوي شدند دچار شوند، اما چنين رويه اي در هر حكومتي همواره دايره قدرت و مزدوران آن را كوچك و كوچك تر كرده و در مقابل روز به روز به اكثريت تحت ظلم افزوده است كه مسلماً با افزايش اين اكثريت، قشر مبارز و آگاه نيزافزايش خواهد يافت و اين پتانسيل نهان، چون با رانده شدن تدريجي افراد از دايره ي قدرت و منفعت مركزي، نفوذ عاطفي (نه فكري) بيشتري ميان مردم پيدا مي كند، در نقاط حساس و سرنوشت ساز تاريخي ميتواند كاملاً جو را بدست بگيرد (همانطور كه در انقلاب 57 چنين شد و در آينده ي ايران ميتواند با يك ريفرم يا كودتاي احتمالي نظامي يا مشابه اينها، هدايت فكري جامعه را بدست گيرد). اما آنچه در اين مقطع حساس اهميت دارد اين است كه بتوانيم همديگر را از لحاظ فكري و روحي تغذيه كنيم و آن جمعيت عظيمي كه حول اصلاحات پديد آمده را در صحنه نگه داريم و نگذاريم كه براي مدت نامعلومي، كشور در قهقراي سركوب و استبداد فرو رود. زيرا در زماني كه تمام دنيا رو به پيشرفت است، بخش مهمي از زندگي يكايك ايرانيان به تباهي كشيده خواهد شد و نه تنها براي هيچ فردي نمي توان اين زمان سوخته و شايد هم اين عمر از دست رفته را باز گرداند، بلكه لطمه و خسارتي كه به ايران وارد مي شود قطعاً به مراتب از اين چهارسال بدتر خواهد بود و صدمات شديدي كه در اين دولت نهم به كشور وارد شد، بسيار گسترده تر و شديدتر خواهد شد كه جبران آن شايد ديگر به عمر ما كفاف ندهد و اين رويه ميتواند حتي به نابودي ايران و تجزيه آن بيانجامد. پس هوشيار باشيم و به مصيبت فعلي مان عادت نكنيم كه حوادث بسيار بدتري نيز مي تواند به دنبال داشته باشد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

26 اردیبهشت

اي صاحب فتوي ز تو پركار تريم

با اين همه مستي، از تو هشيار تريم

تو خون كسان خوري و ما خون رَزان

انصاف بده، كدام خونخوار تريم؟
---------------------------------------------------------------
ضرب و شتم يكي از اعضاي خانواده هاي دستگير شدگان روز جهاني كارگر
معرفي 500 دانشگاه برتر دنيا در بخش تحقيقات علمي؛ هيچ نامي از ايران نيست
به نام احمدي نژاد، جايگزين به نام خدا شد
حمايت 1500 نفري فعالان اجتماعي ايران از "اعدام بس كودكان"
ديه زن و مرد يكسان مي شود
نگهداري زنان بازداشتي روز كارگر در بند "متادون"
اجراي پروژه ي 7 ميليارد دلاري بدون مطالعات مثبت اقتصادي
نفري 100 هزار تومان در حساب فرهنگيان/ دولت به اصناف پول نقد مي دهد
سلامت ايرانيان در اولويت پانزدهم
درگيري طرفداران رضايي و احمدي نژاد در قم
وزير مسكن خاتمي: قيمت خانه در دولت نهم پنج برابر شد
رضايي: پسرم مشكلي نداشت
افزايش حقوق كارمندان دولت از 28 ارديبهشت
نظام بانكي در وضعيت هشدار

مقالات برگزيده:
انتخابات 84، و اينك...
فضاي باز انتخاباتي؛ واقعيت يا توهم
تحليلي بر چرايي آزادي ركسانا صابري
---------------------------------------------------------------
معرفي سايت: سايت http://www.ultrareach.com/ برنامه اي به نام ultrasurf را بصورت رايگان براي استفاده از اينترنتي آزاد در صفحه ي اول خود براي دانلود قرار داده كه هرچند اين برنامه كمي كند و سخت كار مي كند و گاهي نيز كاربر مجبور به باز و بسته كردن مداوم آن مي شود، اما هم كار با آن بسيار آسان است و هم از ضريب امنيت بالايي برخوردار است. البته دقت كنيد كه اولاً آنتي ويروس خود را محض محكم كاري غير فعال كنيد، ثانياً جز وقتي كه اين برنامه باز است، Internet explorer خود را باز نكنيد و وارد سايتي نشويد مگر آنكه از برنامه خارج شده و يكبار Disconnect كرده، دوباره Connect شويد.
توجه: به دليل کمبود وقت، بخش خبرها را از اين پس از وبلاگ حذف مي كنم، اما سعي مي كنم هر چند وقت يكبار، يك سايت خبرگزاري فعال را معرفي كنم. بخش هاي شعر و معرفي سايت نيز برجا خواهند ماند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

23 ارديبهشت

روزه سياسي انجمن اسلامي دانشگاه زنجان در حمايت از دانشجويان زنداني
بيش از 50 انجمن اسلامي دانشجويي با امضاي بيانيه مشتركي اعلام كردند: احمدي نژاد بايد برود
به رغم اعتراض هاي گسترده، 60 تا 80 درصد سهميه بومي كنكور 88 قطعي شد
تريبون آزاد دانشجويي "براي آزادي" ، 35 دانشجوي دانشگاه پلي تكنيك ممنوع الورود شدند
نامه بازداشت شدگان روز كارگر به رئيس قوه قضاييه
افزايش تعداد روزنامع نگاران و وب نگاران زنداني در ايران
گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران
موج گسترده بازداشت شهروندان كرد
محمود عباس: احمدي نژاد حق ندارد از جانب مردم فلسطين صحبت كند
پاسخ 100 هزار توماني احمدي نژاد به نامه هاي مردم
دولت نهن 316 درصد بيشتر از دولت هشتم برداشت كرد
خبرهاي متناقض از رئيس كل بانك مركزي: استعفا كردم. استعفا نكردم!
6 ميايارد دلار هزينه ي سفر مديران در سال 87
لاريجاني: سهام عدالت تعادل بازار سهام را برهم زده
حساب ذخيره ارزي 15 ميليلرد دلار منفي شد!
كروبي: گروه هاي رپ آهنگي برايم نخوانده اند!!
طرح استيضاح وزير جهاد كشاورزي كجاست؟
مديري كه 250 ميليون تومان بازنشستگي گرفت!

مقالات برگزيده:
نامه مهندس بازرگان به امام خميني براي پايان جنگ
آقاي احمدي نژاد، ما هم شناسنامه آمريكايي مي خواهيم (در پي ماجراي ركسانا صابري)
اصلاح طلب اصول گرا؟!!
(مير حسين موسوي: از راهبرد اصولگرايي اصلاح طلبانه رهبر انقلاب دست بر نمي دارم)
---------------------------------------------------------------
در پرده ي اشاره فرو مي رود
خاكستري كه روي قرنيزها نشسته است
و در خطوط پوست مي آويزد.
بويي سياه كرده ست اشيا را
و طرح لبهايي خاك را باز مي تابد از اعماق
تا ناگهاني از آتش
كه جيغ مي كشد و مي شتابد در رؤياي شهر
و سايه هاي بزرگ در گورستان ها . . . بازارها . . . تيمارستانها
جنازه هاي بزرگ
كه روي شانه هاي هم بر مي آيند تا دنيا را فراخ تر ببينند.
ِ
اينجا هميشه شهر بزرگي خواهد ماند
و در خيابان هايش چشماني مفرغين در يكديگر خيره مي شوند
و شاعراني كه روزي مي خواستند يورش برند سوي شادي
گاهي دهان زيبائي را باز خواهند يافت
كه با صدايي آشنا ضجه مي زند
*(محمد مختاري)
---------------------------------------------------------------
توضيح: محمد مختاري، نويسنده و شاعر ايرانيست كه در طول عمر خود عضو هيئت علمي بنياد شاهنامه فردوسي، استاد دانشكده هنرهاي دراماتيك (امروز دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه تهران) و دبير كانون نويسندگان ايران بود. وي در تدوين و انتشار متن اعتراض 134 نويسنده ي ايراني، به سانسور و محدوديت آزادي بيان، نقش فعالي داشت. بخشي از اين نامه كه در 23 مهر 1373 منتشر شد: "ما نويسنده ايم، يعني احساس و تخيل و انديشه و تحقيق خود را به اشكال مختلف مي نويسيم و منتشر مي كنيم. حق طبيعي و اجتماعي و مدني ماست كه نوشته مان –اعم از شعر يا داستان، نمايشنامه يا فيلمنامه، تحقيق يا نقد، و نيز ترجمه آثار ديگر نويسندگان جهان- آزادانه و بي هيچ مانعي به دست مخاطبان برسد. ايجاد مانع در راه نشر اين آثار، به هر بهانه اي، در صلاحيت هيچ كس يا هيچ نهادي نيست. اگر چه پس از نشر راه قضاوت و نقد آزادانه درباره ي آنها بر همگان گشوده است. هنگامي كه مقابله با موانع نوشتن و انديشيدن از توان و امكان فردي ما فراتر مي رود، ناچاريم به صورت جمعي-صنفي با آن روبرو شويم ..." (سايت رسمي كانون نويسندگان ايران)
از نوشته هاي او مي توان به تصحيح داستان سياوش شاهنامه، زاده اضطراب جهان، هفتاد سال عاشقانه (آنتولوژي شعر عاشقانه معاصر ايران)، انسان در شعر معاصر، نيما و شعر امروز، اسطوره زوال، چشم مركب و ترجمه ي واقع گرايي و داستان بلند از جان آپدايك اشاره كرد. از مجموعه اشعار او نيز مي توان: در وهم سندباد، قصيده هاي هاويه، بر شانه فلات، شعر 57، منظومه ايراني، خيابان بزرگ، سحابي خاكستري (انتشارات توس) و آرايش دروني را نام برد. محمد مختاري در آذر 1361 زنداني مي شود و حكم انفصال دائم از كلّيه خدمات دولتي براي او صادر مي شود و دو سال را در زندان مي گذراند. او در سال 65 به عضويت در شوراي نويسندگان مجله دنياي سخن در مي آيد و با مطبوعات ديگر نيز همكاري مي كند. وي در سالهاي پاياني عمر خود مشغول فعاليت براي راه افتادن دوباره كانون نويسندگان بود كه چندين بار بطور انفرادي يا همراه نويسندگان ديگر توسط مأموران وزارت اطلاعات ربوده و تهديد به مرگ مي شودو سرانجام در پاييز 77 در پي قتل هاي زنجيره اي، توسط مأموران وزارت اطلات جمهوري اسلامي دستگير و به قتل مي رسد. اين وزارت خانه با صدور اعلاميه اي در 15 دي همان سال، دخالت عناصر آن وزارت خانه را در قتل محمد مختاري تأييد مي كند.
1 2 3 4منابع

وبلاگ سهراب مختاري:
http://sohrabmokhtari.blogspot.com
سايت رسمي محمد مختاري (كه البته 1 ارديبهشت امسال راه اندازي شده و گفته شده كه تا چند ماه ديگر كامل مي شود): www.MohammadMokhtari.com

سخني از محمد مختاري:
«آزادی و بسط تفکر انتقادی و نهادی شدن مدارا، بهايی دارد که بايد پرداخت. کسانی که گمان می کنند هميشه حرفی می زنند يا بايد حرفی بزنند که مو لای درزش نرود، يا کسانی که می پندارند عامل حقيقت مطلق اند، يا همواره بايد حقيقت مطلق را بگويند، يا آنهايی که با توهم آشفته شدن ذهن جامعه، از فتح باب در باره ی هر مسأله ای که به انسان و جامعه و جهان مربوط است بيمناکند، خواسته يا نا خواسته، هيمه ی استبداد می شوند. به همين سبب نيز يا غالبا خاموش می مانند، و در نتيجه بر ستم و زور و فساد و جهل و ... چشم می پوشند؛ يا «ديگری» را به خاموشی فرا می خوانند يا وا می دارند، در نتيجه خود عامل ستم و زور و فساد و جهل اند: اينان سرانجام نيز بی تاب می شوند، و از کوره به در می روند، و به خطاب و تحکم و تهديد می گرايند، و به منع و حذف می پردازند. اما گفت و شنيد هر چند توان بر، و وقت گير هم باشد، عامل رشد تفکر انتقادی و اعتلای فرهنگ است، زيرا از جنس آزادی و مداراست.»

براي آشنايي بيشتر با شخصيت و انديشه ي محمد مختاري، رجوع كنيد به:
http://jomhour.blogfa.com/post-177.aspx
http://www.maniha.com/hezare.mokhtari.htm

14 تا 21 ارديبهشت

گرچه غم و رنج من درازي دارد

عيش و طرب تو سر فرازي دارد

بر هردو مكن تكيه كه دوران فلك

در پرده هزار گونه بازي دارد
---------------------------------------------------------------
پيشنهاد ميكنم ابتدا وبلاگ را با فیلتر شکن باز كنيد، سپس لينكها را باز كنيد

متهم مالی، یار انتخاباتی احمدی نژاد‏
400% رشد در دولت نهم
طرح وزارت اطلاعات برای حذف فیزیکی زندانیان سیاسی بند2 زندان گوهردشت کرج
ایران و شبکه 24 ساعته عربی فیلم و سریال
دعوت از نظامیان به دخالت در انتخابات
انتشار گاز فلفل در جریان استقبال از احمدی‌نژاد در قزوین
گزارشگران بدون مرز: دستگیری زنجیره ای روزنامه‌نگاران در تظاهرات اول ماه مه
معضل آمار بيکاری و دلایل ابهام در آن
پول نفت سر سفره واردات...
هزار وعده «استاد» فقط یکی وفا بکند!
دانشجوي آزاد شده اميرکبير : روزي 4 بار بازجويي مي شديم
ادامه اعتراضات خانواده های دستگیر شدگان روز جهانی کارگر در مقابل دادگاه انقلاب
تخلف های میلیاردی، مناظره های میلیاردی
تجمع اعتراضي در مقابل صدا و سيما: اين رسانه ملي نيست
حراج دختران ایران؛ وقتی همه خوابیم
اعتراض دانشجویان به میر حسین موسوی با فریاد "میرحسین، 67 ، جواب بده"
بسيج در كنكور 88 هم 40 درصد سهميه دارد
برنج و روغن انتخاباتي در ايلام
كروبي : بسيج در انتخابات دخالت نكند اگر تخلفي ببينم سكوت نمي كنم
صرف مشروبات الکلی غيراستاندارد در ايران بار ديگر قربانی گرفت
نمایشگاه کتاب؛ آنها که بیرون دایره مانده اند
طرح انتخاباتي احمدي نژاد در روستاها: ‏400 ميليارد تومان براي خريد راي‏
ادامه نگهداری بازداشت شدگان روز کارگر در زندان اوین
جزئيات بيشتر از سوء استفاده مالی در اداره تربیت بدنی استان تهران
يك هفته با حقوق بشر: روزهاي بازداشت، روزهاي اعدام
تداوم مقاومت خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل جمهوری اسلامی
---------------------------------------------------------------
معرفي سايت: http://www.akkasee.com
اولین سایت فنی، تخصصی عكاسی به زبان فارسی
سایت عکاسی پس از یک دوره آزمایشی از اول مهر 1382 فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. سایت عكاسی با هدف ارتقاء و گسترش ‏اطلاع رسانی تخصصی عكاسی ایران و جهان با پیش بینی قابلیت بروز سازی گسترده اطلاعات، امكان اطلاع رسانی جامع و گسترده‎ ‎‏‌ ‏در زمینه تخصصی عکاسی را فراهم ساخته است. بخش‌های متعدد خبری، اطلاع رسانی، آموزشی، نقد و بررسی و ... سایت عکاسی را ‏تشکیل می‌دهند. این سایت هیچ وابستگی به گروه و سازمانی ندارد و امكانات آن متعلق به تمام عكاسان ایرانی است. سایت عکاسی فضای مناسبی ‏جهت معرفی توان عکاسان ایرانی بر روی شبکه اینترنت است و همه عکاسان می‌توانند از خدمات و امکانات گسترده سایت به رایگان ‏بهرمند شوند. ‏تولید محتوا تخصصی عکاسی به زبان فارسی از اهداف مهم سایت عکاسی ‏است.‏ که در طول 4 سال گذشته پی گیری شده است.